محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

409

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

بلكه همچنان پيچيده به حال خود مىماند ، و گويى حالتى است ما بين دو حالت و درعين‌حال هر دوى آن حالات است . و هرگز ما در قرآن كريم چيزى را بدين معنى نمىخوانيم : خداوند آن كار خيرى را كه انجام مىدهيد ، مىبيند ! و هرگز چنين چيزى را نمىخوانيم : برحذر باشيد از اين كه كار بد انجام دهيد ! بلكه چنين مىخوانيم : واجب اين است و خداوند آنچه را انجام مىدهيد ، مىبيند ! در نظير اين آيهء مباركه : « تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ . » * « 1 » . و اين‌چنين آهنگ سخن به كلّى عوض مىشود ، و جنبهء مأنوس و خوشحال‌كنندهء آن به سنگينى تبديل مىشود ، ولى نه آنكه سخت باشد ، و چون دو طرف احتمال سهم مساوى را در ظاهر دارند ، پس هر دوى آن‌ها با يك رنگ مخالف و مستقلّ ، دو جنبهء طبيعت كلام را تشكيل مىدهند . و اين ارتباط دوسويه به وسيلهء نقشى كه دارد ، تأثير انعكاس خود را در آميزش و تركيب مشاعر ، خواهد يافت كه مخاطبان ، در آن ميان تقسيم مىگردند ، يا اين‌كه به نحو بهترى از ادراك و شعور مركّب نتيجه‌اى بين حماسه و ترس و مخلوطى از احترام و انقباض و نيز چيزهايى كه من نمىدانم ، فراهم مىگردد . ثالثا ، موضع بندهء فرمانبر از جهت مبدأ است ، ولى چون وجود بعضى از شرايط ويژه گاهى بعضى از تغييرات را وارد مىسازد ، در نتيجه آن آوا مىرود كه قاطع‌تر گردد . حقيقت اين است كه موضوع تفسير همچنان ثابت و غير قابل تغيير مىماند و با قالب و عبارتى خشك همانند مرحلهء قبلى موضع خود را حفظ مىكند ، درحالىكه ما عبارت تكليف را مىبينيم كه به‌خصوص بر جنبهء تحريم اصرار مىورزد ، گويى كه در آنجا عوامل محرّكى براى قانون‌شكنى وجود دارد . و در اين صورت بسيار طبيعى است كه هرچه بيشتر توجّه و هشدارى كه قانون را استحكام مىبخشد ، روشن و واضح گردد ، و در همان لحظه معنايش دگرگون شود ، اگرنه مقدار توانمندىها كه همچنان در ضمن آن قاعده است ، به همان نسبت كه از اوّل بود ،

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) آيه 134 ، 233 ، 234 ، 237 ، 244 ، نساء / 1 ، 33 ، 58 ، مائده / 7 ، 8 ، انفال / 39 ، 72 ، توبه / 16 ، 105 ، هود / 123 ، نور / 28 ، 29 ، 30 ، 60 ، فرقان / 20 ، عنكبوت / 45 ، احزاب / 34 ، 54 ، 55 ، مجادله / 3 ، 13 ، حشر / 18 ، منافقون / 11 . ( - 3 الف و 25 ب ) : آنها امّتى بودند كه در گذشته و اعمالشان مربوط به خودشان است ، و اعمال شما نيز مربوط به خود شما است ، و شما هرگز مسئول اعمال آنها نخواهيد بود .